و این منم . تنهای تنها در آستانه فصلی گرم و سوزان

از این نماز میت هم حالم به هم میخوره ...
دلخوشی ما به جوانان نه پرایدها و دیگر سواری هایی ست که هنوز تعویض پلاکی انجام نداده اند !
این روزها مثل شیر فاسد شده ٬ مثل رب گوجه فرنگی کپک زده ٬ مثل ماست ترش کرده ٬ مثل سیب کال کرم خورده و فاسد شده و ... خرابم !
گربه ای دیدم به مانند روزگارم سیاه بود .
خوبی خودکشی از طریق دار اینه که حداقل کالبد شکافی نمیشی !

به او گفتم : بگو نگه داره دو تایی پیاده شیم . من حساب میکنم !
راننده : دنیا ....... زندگی
او از سمت مسئول بریدن نون به سمت کسی که از مردم پول میگیره و نون رو میده . ترفیع پیدا کرده بود .
امروز به شغل و کار ویزیتورهای کانـــ دوم می اندیشیدم !
( خصوصاْ در جامعه ما اگه یه زن این کارو انجام بده )