کاش همه چیز را میشد به سادگی نان در تنور نانوایی ریخت و سوزاند .
کاش میشد یک دوره را زندگی کرد و دوباره برگش تا بتوانی از تجربیات کسب شده در زمانی عقب تر بهرمند شوی .
انگار صدا کردن اسم خودم هم برای خودم غریبه شده .
انگار که آدم ها دارن همدیگر را دسته ای از اسکناس میبینند و هر چه جلوتر میرن از این دسته کمتر و کمتر میشه تا تنها یک برگ میمونه و تمام ...
حالا میشه اونو دور انداخت و رفت سراغ یک نفر دیگه !
قطره ام از تو من ولی درگیر دریا شدنم .
امروز را در جامعه بود :
من با چشمانم شنیدم :
پسرک که برای گرم شدن بر سرش کلاه پشمینی داشت از مادرش می پرسید :
((مامان بعد از اونجا چند تا دیگه کار داری ؟))
برای او تنها تعداد کارهای مادرش اهمیت داشت . انگار آن زن تنها سرپرست خانواده بود و
پسرک پنج ساله اش ...
انگار او هر روز مجبور بود تعداد بیشماری کار را انجام دهد و همین بس که پسرک تعدادشان را بداند.
وپسرک که به بیماری مبتلا بود و تنفس در هوای غبار آلود شهر برایش مضر
من با چشمانم شنیدم :
پسری تنها و زیبا روی که تنها عشقش دختری تنها بود٬ دختری که پر از شادی و روشنایی بود
انگار پسرک تمام وجودش را به او بخشوده بود و دخترک نیز عزیزترینش را ...
چشمانش را !
آری او نابینا بود.
خانمی که برای تن فروشی خود نیاز به خرید سفته ای داشت تا بتواند آنرا در گرو ... قرار دهد .
بذهکاران کوچکی که به اندازه مدیران یک مجموعه درک و شعور داشتند .
هنوز هم کسانی هستند که برای عدم آگاهی خود پول پرداخت می کنند .
( جهت ثبت نام اینترنتی کنکور در بادجه های پست نت )
الزاما همیشه کسانی که بالاترین قابلیت را دارند
در بالاترین و بهترین جایگاه قرار نه گرفتند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هنوز هم میشه عظمت هایی رودید که دوست داری توشون رها بشی :
منظومه ٬ کهکشان ٬ لوکال گروپ ٬کلاستر ٬ سوپر کلاستر ٬ ...
... یعنی خیلی بزرگ !
ّIt's Not Infinit But Unband .

وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار و شکست
شوق پرواز و نداشت .
وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار و میدادن
عشق آواز و نداشت .
دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت !
انگیزه Reset بعد از دومینو بودن :

بوی دستای تو داره غربت دستای من
یاد قصه های تو مونس لحظه های من
نگاهم آلوده شد به نگاهت
و دستای من آلوده شد به دستانت

کاش نشه جملای ساخت با
نشد با نمیشه با نداره با نمیخوام ...

M.Schumacher تونست خودش و از نفر سی ام برسونه به نفر اول
اما در یک مسابقه و پیست دیگه !

راستی همیشه بین ۳۰ و ۱ بیست و هشتا عدد هست ؟!...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تفاله های یک ذهن ...
ایران را مشاع کنیم !
بالاخره برگذار شد :
حالا دغدغه هام کمتر شد ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلاتون همیشه شیدا
ماه براتون همیشه پیدا
غم هاتون به کوتاهی فردا
شادیهاتون به بلندی یلدا
یلدا مبارک !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زمستان مبارک!
دوباره دارم همه چیزو زیر رادیکال میبرم ...
دیروز خوندم دوستی که دلش می خواست کور رنگ باشه که تهی بودن اون ها رو نبینه
و روزهای ابری رو خیلی دوست داشت ، چون همه چیز به دلیل خاکستری بودن هوا
التهاب رنگیشو از دست میداد .
ومن هم :
عشق بازی با رنگ

دوباره یه فصل بزرگ و تازه
اما سرد و سخت