تبليغاتX
Loners
Loners
Life isn't Empty.Exist Apple ...
شنبه 30 دی1385
فقر غوطه ور
 

کاش همه چیز را میشد به سادگی نان در تنور نانوایی ریخت و سوزاند .

کاش میشد یک دوره را زندگی کرد و دوباره برگش تا بتوانی از تجربیات کسب شده در زمانی عقب تر بهرمند شوی .

انگار صدا کردن اسم خودم هم برای خودم غریبه شده .

انگار که آدم ها دارن همدیگر را دسته ای از اسکناس میبینند و هر چه جلوتر میرن از این دسته کمتر و کمتر میشه تا تنها یک برگ میمونه و تمام ...
حالا میشه اونو دور انداخت و رفت سراغ یک نفر دیگه !

قطره ام از تو من ولی درگیر دریا شدنم .

 

+ توسط سیب آبی.
سه شنبه 19 دی1385
جامعه ای از زمین
 

امروز را در جامعه بود :

من با چشمانم شنیدم :

پسرک که برای گرم شدن بر سرش کلاه پشمینی داشت از مادرش می پرسید :
((مامان بعد از اونجا چند تا دیگه کار داری ؟))

برای او تنها تعداد کارهای مادرش اهمیت داشت . انگار آن زن تنها سرپرست خانواده بود و
پسرک پنج ساله اش ...

انگار او هر روز مجبور بود تعداد بیشماری کار را انجام دهد و همین بس که پسرک تعدادشان را بداند.
وپسرک که به بیماری مبتلا بود و تنفس در هوای غبار آلود شهر برایش مضر

من با چشمانم شنیدم :

پسری تنها و زیبا روی که تنها عشقش دختری تنها بود٬ دختری که پر از شادی و روشنایی بود
انگار پسرک تمام وجودش را به او بخشوده بود و دخترک نیز عزیزترینش را ...

چشمانش را !

آری او نابینا بود.

خانمی که برای تن فروشی خود نیاز به خرید سفته ای داشت تا بتواند آنرا در گرو ... قرار دهد .

بذهکاران کوچکی که به اندازه مدیران یک مجموعه درک و شعور داشتند .

هنوز هم کسانی هستند که برای عدم آگاهی خود پول پرداخت می کنند .
( جهت ثبت نام اینترنتی کنکور در بادجه های پست نت )

الزاما همیشه کسانی که بالاترین قابلیت را دارند
در بالاترین و بهترین جایگاه
قرار نه گرفتند .


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنوز هم میشه عظمت هایی رودید که دوست داری توشون رها بشی :

منظومه ٬ کهکشان ٬ لوکال گروپ ٬کلاستر ٬ سوپر کلاستر ٬ ...
 ... یعنی خیلی بزرگ !

ّIt's Not Infinit But Unband .


+ توسط سیب آبی.
پنجشنبه 14 دی1385
تبلور سبز
 

وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار و شکست
شوق پرواز و نداشت .

وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار و میدادن
عشق آواز و نداشت .

دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت !

انگیزه  Reset بعد از دومینو بودن :

بوی دستای تو داره غربت دستای من
یاد قصه های تو مونس لحظه های من

 نگاهم آلوده شد به نگاهت
و دستای من آلوده شد به دستانت 

 کاش نشه جملای ساخت با
نشد با نمیشه با نداره با نمیخوام ...

 

+ توسط سیب آبی.
سه شنبه 12 دی1385
Happy New Year
  Merry Cherist mas

 

 

M.Schumacher  تونست خودش و از نفر سی ام برسونه به نفر اول
اما در یک مسابقه و پیست دیگه !

راستی همیشه بین ۳۰ و ۱ بیست و هشتا عدد هست ؟!...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تفاله های یک ذهن ...

ایران را مشاع کنیم !

 

+ توسط سیب آبی.
سه شنبه 5 دی1385
یلدا

 

بالاخره برگذار شد :

حالا دغدغه هام کمتر شد ...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلاتون همیشه شیدا
ماه براتون همیشه پیدا
غم هاتون به کوتاهی فردا
شادیهاتون به بلندی یلدا

یلدا  مبارک !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمستان مبارک!

دوباره دارم همه چیزو زیر رادیکال میبرم ...

دیروز خوندم دوستی که دلش می خواست کور رنگ باشه که تهی بودن اون ها رو نبینه
و روزهای ابری رو خیلی دوست داشت ، چون همه چیز به دلیل خاکستری بودن هوا
التهاب رنگیشو از دست میداد .

 ومن هم :
عشق بازی با رنگ

 

دوباره یه فصل بزرگ و تازه
اما سرد و سخت

 

+ توسط سیب آبی.

<